ميگويم سكوت سمي است كه عشق را نابود ميكند! وقتي كه تو امان مي انديشيم اوازي اختراع كنيم عشق در كلام من است!!! عشق در ته هيچ چاهي نيست... و قناري، با حافظه اي پر از اواز دوباره خواهد خواند وقتي قفس هاي پوست ترك برداشت...!
+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت3:1توسط سميه- مریم |
|
بيابان خالي است بيابان قشنگ است بياباني كه من دارم؛ تاكنون باران نديده است. افتابي كهنه، دلش را داغ مي كند، خارها با ريشه هايي عميق، بادهايي كه با خستگي در ان پاي مي نهند، و با شتابي عجيب مي گريزند!!! عشق را هر كجا ديدي؛ بگو به بيابان سري بزند...!
+نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت1:37توسط سميه- مریم |
|
About
فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم، دلم چون دفترم خالي، قلم خشكيده در دستم، گره افتاده در كارم، به خود كرده گرفتارم، به جز در خود فرو رفتن، چه راهي پيش رو دارم، رفيقان يك به يك رفتند، مرا با خود رها كردند، همه خود درد من بودند، گمان كردم كه همدردند.!!!