تبليغاتX
بارش باران

بارش باران

حرف دل

 چرا گرفته دلت ؟ 
   خيال مي‌كنم دچار آن رگ پنهان رنگ‌ها هستي

     دچار يعني عاشق
       و فكر كن چه تنهاست اگر ماهي كوچك اسير آبي درياي بيكران باشد
 
           چه فكر نازك غمناكي !

              نه، وصل ممكن نيست. هميشه فاصله‌اي هست ...

                  و عشق ... و عشق صداي فاصله‌هاست

                      صداي فاصله‌هايي كه غرق ابهامند

                                       
                                            هميشه عاشق تنهاست...


+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت4:18توسط سميه- مریم | |

كمي از پاييز مونده...

ولي دستايه من هنوز بارون رو لمس نكردن

و باز هم يه حس غريب!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت1:29توسط سميه- مریم | |

چه غريبانه شده است دلتگي هايم
اين روزها و اين شب ها بي گناه تنها مانده ام
ولي مثل آن ديواري كه "هجران" گفت
محكم خواهم ماند.

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت2:43توسط سميه- مریم | |

دري كه كوبه ندارد كسي نخواهد كوفت
در انتظار مباش.

+نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت1:27توسط سميه- مریم | |

اگه گريه کني ميگن کم آوردي اگه بخندي ميگن ديونست
اگه دل ببندي تنهات ميذارن
اگه عاشق بشي دلتو ميشکونن با اين حال 
بايد لحظه اي را گريست 
دمي را خنديد ساعتي را دل بست

+نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت1:40توسط سميه- مریم | |

توي زندگي لحظه هايي هست كه احساس مي كني دلت واقعا واسه يكي تنگ شده
اونقدر كه دلت مي خواد اونا رو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون كني
وقتي كه در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه
ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه ميكنيم كه اون دري رو نمي بينيم كه واسمون چشمك ميزنه.
دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونن گولت بزنن
دنبال ثروت نرو، چون براحتي از دستت ميره
دنبال كسي برو كه خنده رو لبات مي نشونه
دنبال كسي برو كه ....
چون فقط يه لبخند مي تونه كاري كنه كه يه شب تاريك روشن به نظر بياد
اوني رو پيدا كن كه باعث ميشه قلبت لبخند بزنه
خوابي رو ببين كه ارزوشو داري
اونجايي برو كه دلت مي خواد بري
اوني باش كه دلت مي خواد باشي
چون تو فقط يه بار زندگي ميكني
و فقط يه فرصت واسه انجام تمام كارهايي كه دلت مي خواد انجام بدي داري
بذار اونقدر شادي داشته باشي كه زندگيتو شيرين كنه
اونقدر تجربه كه قويت كنه
اونقدر غم كه انسان نگهت داره
و اونقدر اميد كه شادت كنه
شادترين مردم لزوما بهترين چيز ها رو ندارن
اونا فقط از چيزايي كه سر راهشون مياد ممكنه بهترين استفاده رو كنن
روشنترين اينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه
نميگم ديگه به گذشته فكر نكن... فقط خودتو ازش جدا كن... نذار باعث بشه تا تموم عمرت توش موندگار بشي و دست و پا بزني مثله يه مرداب... اخرش هم توش فرو ميري!
تو نمي توني توي زندگيت پيشرفت كني مگه اينكه اجازه بدي خطاها و رنج هاي روحي گذشتت از يادت بره.
وقتي به دنيا اومدي، گريه كردي
و هر كسي اطرافت بود مي خنديد
يه جوري زندگي كن كه اخرش
تو كسي باشي كه مي خندي و هر كسي اطرافته برات گريه كنه حتي دشمنات
سالها رو نشمر... خاطره ها رو بشمر
مقياس عمر تعداد نفس هايي نيست كه فرو ميبريم
بلكه لحظه هايي هست كه نفسمون رو بيرون ميديم...

حالا خودت ميدوني چه جوري بايد زندگي كني!

+نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت3:12توسط سميه- مریم | |

اعتراض نکنید

روحم داغون است

فقط حال همان لحظه ام را می نویسم

نمی خواهم که بازی کنم

منظور از نوشته هایم چیز دیگری است

+نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت3:31توسط سميه- مریم | |