تبليغاتX
بارش باران

بارش باران

حرف دل

 

امروز چقدر احساس تنهايي ميكنم احساس ميكنم خدا وقتي تنهايي را

 

افريد حجم ان را به اندازه زندگي من طراحي كردتنهايي دردناك من

 

معناي واقعي مرگ تدريجي است و من امروز تنهاي تنهايم

 

او برايم حرف ميزند و من احساس ميكنم قفل لبهايم باز نميشودو من

 

امروز در خلوتم مهمان دارم .مهماني به بي كسي تنهايي

 

از ابرها تمناي باران ميكنم تا پاكي قطرات آن طلسم سياهي را بشكند

 

اي خداي من آيا ميتوانم دوباره افتابگردانها را دوست داشته باشم؟

 

روح سرگردان من نميداند چه كند من دردهايم را فقط به تو ميگويم

 

اي پاكي بي انتها اين روزها لحظه هايم مملو از غمي مبهم است .

 

اي كاش با نيم نگاهي بتواني من را از اين عذاب رهايي دهي و من

 

بتوانم انگونه كه شايسته است بندگي تو را كنم وراه گذر راپيدا كنم

 

و به شهر تو برسم.

 

دلم براي همتون تنگ ميشه خداحافظ دوستان .

 

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت8:29توسط سميه- مریم | |

وقتي قراره اسباب كشي كنيم تمام وسايلمون را جمع ميكنيم وبسته بندي

 

ميكنيم روي هر كدوم ليست وسايلي  كه درون ان جعبه هست را

 

مينويسم وروي جعبه لوازم شكستني متذكر ميشويم( شكستني با احتياط

 

حمل شود )باربري كه قراره ان را حمل كنه خيلي احتياط ميكنه تا انها

 

نشكنن ولي ممكنه يه اتفاق ساده باعث شكستن انها بشه اما از قديما

 

چيني را بند ميزدند و مي شد ترميمش كرد. من روي دلم برچسب

 

شكستني زده بودم اما اين دل ارزش يه بلور ساده را هم نداشت هر كس

 

موقع جابجايي ان را به طرفي پرت كرد بدون اينكه توجهي به نوشته

 

روي ان بكنه وحالا ان چند تكه شده و قابل ترميم هم نيست ولي من يه

 

اميد دارم و انم اينه كه شخصي گفته خدا پيش دلهاي شكسته است وشايد

 

همين براي من كافي باشه .(الهي دل چگونه كالايي است كه شكسته ان

 

را خريداري و فرموده اي پيش دل شكسته ام)

+نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت13:5توسط سميه- مریم | |