|
بعد از مدتها باز بوم نقاشي روبرومه تا حالا اين جوري نگاهش نكرده بودم هميشه فكر ميكردم اين منم كه باعث ميشم ان زيبا بشه وفكرميكردم با پاشيدن رنگ به ان زندگي ميدم حتي يه لحظه تصور نكردم بوم به اين زيبايي تحمل سنگيني اين رنگ ها را نداره و من بی خبر از همه جا بدون هیچ فکری روي يك بوم سفيد زندگي ام را نقش زدم ابي كه به بيكرانگي اسمان ودرياست.سبز كه مثل دشتها زيباست.صورتي بي خيالي و سادگي كودكي هايم .قرمز براي نيروي جواني ولي دستم ناخوداگاه لرزيد و تمام زيباييهاي تابلويم را درست مثل يه طوفان در هم ريخت نيمي از تابوي من به رنگ خاكستري در امد و هنوز نيمي از بوم سفيد مانده نميدانم در كجا اين تابلو به اخر ميرسه شايد نيمه تمام بمونه شايد هم تابلوي زيبايي بشه ولي من از اين به بعد تمام بوم هايي را كه نقش زده ام از پشت به ديوار ميزنم .
به اغاز عشق سکوت ... به احترام اتاق تنهاييهايم ..........سکوت. به احترام مادر و پدرم که در جواب محبت هايشان هيچ وقت هيچ جمله اي پيدا نکردم که به آنها بگويم........سکوت. به احترام عشق وپاک بودنش.....سکوت. به احترام ردپاهايي که روي برف جا ماندن و به احترام تمام آنهايي که ما را ديدن و هيچ نگفتن .............سکوت. به احترام همه ي چيزهايي که خدا به ما داده يا نداده و به احترام همه ي بخششهاي ايمان................سکوت. و سکوت و سکوت ...
تا حالا فكر كرديد چرا به هيچ كدام از ما سيمرغ بلورين تعلق نگرفته مگه ما نقشمون را خوب بازي نكرديم ؟اين بي انصافيه ما داريم بدون اينكه بدونيم فيلمانه چيه و ديالوگهاي ما چيه بازي ميكنيم ما حتي هيچ قراردادي هم نبستيم .ما اصلا دستمزد هم نگرفتيم نبايد انتظار داشته باشيم بدونيم اخر اين نقشمون چي ميشه كجا شنيديد كه بازيگري بتونه اين طوري بازي كنه پس ما همگي خيلي ماهريم ولي ايا به جزكارگردان دنيا كس ديگه اي ميدونه پايان اين نمايش چي ميشه؟ هميشه گفته شده كارگردان به سليقه خودش ممكنه روال يه سناريو را تغيير بده كاش اگه كارگردان دنيا هم صداي منو ميشنوه فقط كمي نقش منو تغيير بده من كه تا حالا اعتراضي به نقشم نكردم هر جوري آن خواسته بازي كردم .
|
About![]()
فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم،
Home
|